مرد پزشک در لباس کارتن خواب

این گزارش، ماجرای مردی است که با لباس مبدل به میان بی خانمان‌ها می‌رود و به درمان آنها می‌پردازد و بانی جنبشی برای درمان و مراقبت از آنها شده است؛ جنبشی به نام «پزشکی خیابانی».

مرد پزشک در لباس کارتن خواب

 

 

با وجود جابه‌جایی مداوم بی‌خانمان‌ها، چگونه به آنها خدمات‌رسانی می‌کنید؟
این چالش مهمی است. چون پاتوق‌های بی‌خانمان‌ها جای ثابتی ندارد. افراد بی‌خانمان معمولاً از خیابان‌ها رانده می‌شوند تا جلوی دید نباشند. برای همین، بیشتر اوقات در حال حرکت هستند. در نتیجه، ما هم مجبوریم در حال حرکت باشیم تا پاتوق‌های آنها را پیدا کنیم.ما معمولاً در گروه‌های چهار نفری در شهر حرکت می‌کنیم و به پاتوق‌های آنها سر می‌زنیم. دوست نداریم با حرف‌های نابجا و درس اخلاق و شلوغ کردن، آرامش آنها را به هم بزنیم، چون به هر حال آنجا خانه آنهاست. علاوه بر این، همیشه فردی را که با محله آشناست و مردم آن منطقه را می‌شناسد با خودمان می‌بریم. معمولاً خودم یا یک پزشک متخصص همراه با یک یا دو دانشجو او را همراهی می‌کنیم، البته باید بگویم که یک مددکار اجتماعی هم ما را همراهی می‌کند.ما به پاتوق‌های آنها می‌رویم و اول مطمئن می‌شویم که از حضور ما ناراحت نشوند و فکر نکنند که برای آزار آنها آمده‌ایم. 

معمولاً تمام بی‌خانمان‌ها صمیمی هستند، البته نه اینکه واقعاً همگی دوستانه رفتار کنند. رفتارشان هم کاملاً طبیعی است، چون باید اعتماد کنند. بعد تلاش می‌کنیم وضعیت پزشکی آنها را بررسی کنیم. مثلاً سؤال می‌کنیم که تحت پوشش بیمه هستند یا نه (که معمولاً نیستند) از داروهایی که مصرف می‌کنند سؤال می‌کنیم. اینکه آیا تحت نظر پزشک هستند؟ آیا به طور مرتب برای ویزیت می‌روند؟ اولویت ما در اینجا شخص بیمار است. خدماتی که در وهله اول در این پاتوق‌ها ارائه می‌دهیم، بستگی به امکاناتی دارد که در کوله پشتی با خودمان آورده‌ایم. ما سعی می‌کنیم به آنها بفهمانیم که این درمان کافی نیست. هدف ما در این مرحله ارائه مراقبت‌های اولیه به آنهاست.

در این پاتوق‌ها با چه بیماری‌هایی رو به رو می‌شوید؟
این موضوع کاملاً واضح است که افراد بی‌خانمان و به طور کلی آنهایی که در خیابان زندگی می‌کنند، در معرض خطرات و بیماری‌های مختلفی قرار دارند و درصد آسیب‌پذیری‌شان نیز خیلی بیشتر است. برای همین، با توجه به شرایط متغیر آب و هوا و مشکلات فراوان خوابیدن در فضای باز، بیماری‌های مبتلابه مختلفی بین آنها مشاهده می‌شود: سرمازدگی، کمبود آب بدن، هیپوترمی (کاهش غیر طبیعی دمای بدن) و... اما مشکلات دیگری نیز وجود دارد که در بدن آنها ریشه دوانده و به جزئی از آنها تبدیل شده است: فشار خون بالا، دیابت، سرفه و سرماخوردگی، ذات‌الریه و انواع مصدومیت‌ها.

ما افرادی مبتلا به سرطان را در این پاتوق‌ها دیده‌ایم. آدم‌هایی دیده‌ایم که از نارسایی کبد رنج می‌بردند. بیماران دیالیزی که خدمات مربوطه را در خیابان دریافت می‌کردند و در واقع در خیابان دیالیز می‌شدند و ... این شرایط اسفبار و ناراحت‌کننده همین‌طور ادامه داشت.

تقریباً هر نوع بیماری و مرضی که در کلینیک با آن رو به رو شده بودم، در بین بی‌خانمان‌ها هم دیدم. حتی در خیابان‌ها با بیماری‌هایی مواجه شدم که تا به حال ندیده بودم. شاید از این حرف من تعجب کنید: خیابان‌ها و افراد بی‌خانمان، محیطی غنی برای آموزش پزشکی محسوب می‌شوند.

مطابق با اظهارات شما، خیابان‌ها نوعی کلاس برای دانشجویان پزشکی محسوب می‌شود. از تجربه‌های آنها برایمان بگویید؟

آنها می‌بینند آدم‌های بسیاری در شهرشان وجود دارد که در خیابان‌ها و مکان‌هایی زندگی می‌کنند که خودشان هرگز حاضر نیستند در آنها قدم بگذارند. آنها آدم‌هایی را می‌بینند که تغییرات آب و هوا، باران و برف، سرما و گرما را تحمل می‌کنند.البته آنها این فرصت را هم پیدا می‌کنند تا موفقیت بی‌خانمان‌ها را ببینند. وقتی فرد بی‌خانمانی تلاش می‌کند و خودش را از چنین شرایط ناامیدکننده‌ای نجات می‌دهد، نگاه آنها هم تغییر می‌کند و این درس بسیار مهمی است.

کلاس‌های خیابانی واقعاً نگاه‌ها را تغییر می‌دهد البته به هیجان و علاقه فرد هم بستگی دارد. آنها می‌گویند: «پس شرایط این طور است.» همین باعث می‌شود تا هم بیشتر تلاش کنند و هم به پیشرفت خود و اجتماعشان فکر کنند. به نظر من، درس‌هایی که افراد بی‌خانمان می‌توانند درباره انسانیت و گوش دادن به حرف‌های آدم‌ها به بقیه بدهند، بسیار برتر و مهم‌تر از درمان‌های پزشکی است که ما در اختیارشان قرار می‌دهیم. این واقعیت مهم و غیرقابل انکاری است.
 

من دوست دارم که فکر کنم دانشجویانم مثل ویروس هستند. ما آنها را برای گذراندن دوران رزیدنتی به مکان‌های مختلف می‌فرستیم و به نوعی آنها را در خیابان‌ها پخش می‌کنیم. در آنجاست که آنها می‌پرسند: «آیا اینجا پزشکی خیابانی وجود دارد؟» یا «پزشکان شما چرا سری به زیر پل‌ها نمی‌زنند؟» این سؤالات و گفت‌و‌گوها واقعاً در حال گسترش است. رسیدن به چنین هدف و بسط چنین نگاهی واقعاً ارزشمند است.


چه آرزویی برای آینده دارید؟
«خب مهم‌ترین آرزویم برای آینده این است که تمام افراد بی‌خانمان از مراقبت‌های پزشکی مناسب و کافی بهره‌مند شوند. اینکه به آنها بگوییم: «شما برای ما مهم هستید». خیلی دوست دارم روزی را ببینم که تمام دانشکده‌های پزشکی، واحد درس «پزشکی خیابانی» دارند و درس پزشکی خیابانی را به دانشجوها آموزش می‌دهند. این موضوع خیلی مهمی است و نتایج آن به نفع تمام افراد آن شهر و جامعه است. گذشته از خدماتی که به بی‌خانمان‌ها می‌شود و پولی که از این طریق در سیستم سلامت کشور باقی می‌ماند، پزشکی خیابانی جوامع ما را متحول می‌کند و این فوق‌العاده است. ما با این روش یاد می‌گیریم که در کنار هم باشیم و می‌فهمیم که می‌توانیم دست به دست هم بدهیم و مشکلات را حل کنیم.«ما آدم‌ها باید طوری با دیگران رفتار کنیم که دوست داریم با خودمان رفتار شود؛ هدف پزشکی خیابانی دقیقاً عمل کردن و مصداق بخشیدن به این جمله است.»

نظرات بینندگان

دیدگاه خود را در این باره بنویسید

بازدید کننده گرامی پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است